خرید بک لینک

شقیقه ام را از گناه پاک می کنم

در من کسی زاده می شود

من زنم

نطفه ای داغ در ذهنم جاریست

مدام از کلمات پُر می شوم

من از حصاری زجر می کشم

لبم را می دوزم ..

اینجا کلمات قصاص می شوند /.

* عنوان نزار قبانی


# رقصِ سیاه و سفیدی

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

ما میان دو تا فنجان سرد شدیم
بهار بود
شکوفه ها پژمردند
ریشه ی درختان خشکید
و به یغما رفتند
ما سرد شدیم
و دیگر هیچ کس
بهار را ندید

* عنوان فریدون مشیری

* باهارتون مبارک :)


# رقصِ سیاه و سفیدی, سفید نوشت

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

از بالکن طبقه ی نمی دانم چندم نگاهت کرده بودم. نگاهت کرده بودم و یادم هست اصلا نگاهم هم نکرده بودی. راهت را گرفتی و رفتی و من ماندم و یک ذهن عقیم که هیچ چیز از آن نمی گذشت. گفتم لابد فکرت هم زیر همان بالکن طبقه نمی دانم چندم جا می ماند و می رود. به خانه که برگشتم تمام ساعت ها می دویدند تا به همان س

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

من در میان تمدن و وحشیگری
روی پوست کشیده ی شب
به دنیا آمده ام
فقط برای دوست داشتن تو

* عنوان عبدالحمید ضیایی
* سیر نمی شوم ز تو ../


# رقصِ سیاه و سفیدی

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

خب این شاید خیلی خوبه که من قبل از این که عکساتو ببینم خودت رو دیدم. خیلی خوبه که استرس ندارم وقتی فلان جا دیدمت چی میشه. مثلا قلبم تند تند میزنه یا خودمو گم میکنم و موهام رو میذارم تو و راهم رو عوض میکنم و ازت دوور میشم. نمیدونم شاید اشتباه باشه که یواشکی میام عکسات رو زیر و رو میکنم و میفهمم امرو

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

تمامي قطارها شاهدند
هنگامي که روي ریل ها
تو را به دست فراموشي مي سپردم
تمامي قطارها شاهدند
که من هایي روي ریل هایش
سعي کردیم تو را فراموش کنیم
من هایي که فقط
بلیط هایمان مسیر مخالف بود
و براي هم دست تکان مي دادیم
تمامي قطار ها شاهدند
که ما سعي کردیم اما
نشد ..

* عنوان قيصر امين پور
* عكس اميرعلي قِ


# رقصِ سیاه و سفیدی

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

به ماه نگاه کن !
این تنها چیز مشترکي ست که من و تو این روزها باهم داریم ..

* عنوان مولانا بخوانید
* به کسي ندارم الفت ز جهانیان مگر تو / اگرم تو هم براني، سر بي کسي سلامت


# رقصِ سیاه و سفیدی, روان ـنوشتِ بی ـتوجہ

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

باید ببینمت و براي این دیدن به یه خواب احتیاج دارم. میرم روي تختم و چشمام رو میبندم و 'تو'ي کابوس شده رو از وسط تاریکي ممتد خواب هام میکِشم بیرون. ساعت ها نگاهت میکنم و محکم میبوسمت. متعجب نیستي. ناراحتم نیستي.. و بعدش؟ خب گمون نکنم به کسي مربوط باشه!

* عنوان مولانا بخوانید
* من تو پلي لیست تو گُم شدم.. بشنوید


# رقصِ سیاه و سفیدی, روان ـنوشتِ بی ـتوجہ

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

از تكاپوي خودم
به خودم ميرسم
تو هيچ كجاي زندگي من جا نداشته اي
جز همه جاي آن ..

* عنوان حسین جنت مکان
* حرف هایتان را میخوانم :)


# رقصِ سیاه و سفیدی

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

راستش رو بخواي من از مناسبتنویسي خوشم نمیاد. یعني من از اوناش نیستم که هر روز رو بهانه کنم براي نوشتن یه شعر برات. شاید یه روزي که بخونیشون دلت ضعف بره که کاش فلان روز تو فلان جا برات مینوشتم اما اینکه همهي این واژهها از قلبم اومده احتمالاً بشوره ببره همهي حسرتهات رو. من براي نوشتن از تو هیچو

برچسب: نویسنده: شیوا رستگار تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:53

صفحه بندی